قلب تپنده اگر ریشه کند
فکر را آغاز سر ریشه کند
قلب تپنده مغز تفکر شعر درون ماست
غزل بیت بیتش سروده ناسروده ماست
اینجا مدار عاشقی پرچین اقاقیاست
کمی برای شعرم بذر بشو اینجا سرودن ناسروده هاست
Hesam-shafieian

شعر را کوزه گری خواست که طرحش بزند
دور دور به دستان هنرمند خودش طرح بزند
خواست شعر را به دستش درون کوزه حرف بزند
حرف زد درون کوزه نه برون آن طرح زد
گلهای بنفشه و سنبلو آفتابگردان برونش چه زیبا مینگشت
کوزه گر غم خود را به کوزه چه زیبا میزد
انگار تمام ساعت همان طرح زدن
خواب کوزه زطرحش برون شعر زدن
دیدم که هنر طرح زدرون خود تنهایی گذاشت
کوزه بشکستو بماند تشنگی روح غزل
غزل از روح خود از جمله همی حرف میداشت
با دل غمزده گاهی صنوبر حرف میداشت
پیچکی روی کوزه زدو طرح زعالی میداشت
کاش کوزه گر غم شعر مرا هم میکاشت
شاعر-حسام الدین شفیعیان

یک نفر در غبار تنهایی
روی سکوی سپیده دم رویایی
جایی در قصیده ای بارانی
میشود رویا شاید قصه ای برای فردایی
سکوت ممتد روزهای زمستانی
مثنوی تکیده از درخت پیچک سار روی سپیده دم زیبای صبحگاهی
درون برون از زندگی از درخت شکوفه های سکوت انگیز
تار سه تاری در درون تارهای غار تنهایی
حسام الدین شفیعیان

چراغ مطالعه روی میز خاک خورده
کاغذهای باطله از روزانه های تاب خورده
تاب بلند روی تپه ی تاب انگیز
آدمک های نیمکره اینور شعرو آنور شعر
سوت دست هورا اشک غم های هیولایی
دودمان دود گرفته از شعر میشد
تاریخ روی میخک تنهایی
روی فرش شعر قرمز ایست بود
چند تکان محکم شعر بیداری
ناسروده ترین قصیده پائیز بود
جایی فراسوی سوسوی چراغ شهر فردایی
قصه تلخ قهوه ای ناخورده
کامو کام جرعه جرعه تاخورده
حسام الدین شفیعیان

سوت سوت سوت ایست ممتد شعر
شهر خواب از شعر شعر خواب از شهر
تکان تکان شعر را بتکان
بر روی واژه نقطه نقطه هست نکته
مغز بادامی که تلخی شعر دارد
شیرینی از کام شعر انگیز دارد
تابلوی سیاه زده از گوشه عکسی
عکس های خواب زده خواب زدگان زندگان
شعر تاریخچه کهن عصر مدرن
ابیات تازه از تراشه های نوک مدادی
مداد کیبوردی مداد غیر کاغذی
شعر روزنامه های دیروز
دیروز در پس امروز
فردا نگارنده از قصه های تابانی
شعری از جوشش نثر از پیچک جملات
فراسوی طاقچه از خاک شعر
درون شعر تکانی خفته
خفته از سرود سرود سرود
فاصله شعر نقطه دارد
چند شعر فاصله نجومی از سیاره آدمک ها
حسام الدین شفیعیان
