کشور دانمارک

دانمارک (به دانمارکی: Danmark) با نام رسمی پادشاهی دانمارک (به دانمارکی: Kongeriget Danmark) کشوری است در شمال اروپا و پایتخت آن کپنهاگ است. جمعیت این کشور در سال ۲۰۱۹ حدود ۵٫۸ میلیون نفر برآورد شده‌است. زبان رسمی آن دانمارکی است. زبان‌های فاروئی، گرینلندی و آلمانی نیز به عنوان زبان‌های محلّی در این کشور رسمیت دارند. واحد پول این کشور کرون دانمارک است و با اینکه این کشور در سال ۱۹۷۳ به اتحادیه اروپا پیوسته اما به منطقه یورو نپیوسته‌است. ۸۰٪ مردم دانمارک مسیحی پروتستان هستند.

دانمارک از اعضای مؤسس سازمان ملل و ناتو است. کشور دانمارک دارای دولت رفاه‌است و از نظر کم بودن اختلاف درآمد مردم، در رتبه اول جهان قرار دارد. دانمارک از نظر درآمد سرانه در رتبه هفتم جهان قرار دارد و در بررسی‌های سالانه، مردم آن مکرراً به عنوان «راضی‌ترین» مردم جهان اعلام می‌شوند و همچنین در سال ۲۰۱۶ شرکت یونیورسام با انتشار شاخص سالانه شادی، کشور دانمارک را در رتبه نخست شادترین و راضی‌ترین نیروی کار در دنیا قرار داد. این کشور به عنوان کشوری با کمترین فساد اداری در جهان به‌شمار می‌آید.

پرچم این کشور که شامل یک صلیب سپید در میان آن است قدیمی‌ترین پرچمی در جهان است که از سال ۱۸۲۱ تا به حال استفاده می‌شود. صلیب سفید این پرچم را در پرچم کشورهای انگلیس، سوئد، نروژ، فنلاند و ایسلند هم می‌توان دید.

 کاتولیک‌ها، مسلمانان و یهودیان اقلیت جمعیت دانمارک را تشکیل می‌دهند

Denmark Expands List of Vaccines Accepted for Travel Into Country -  SchengenVisaInfo.comDenmark Tours & Travel | 2022 Season - 50 Degrees NorthDenmark | European Agency for Special Needs and Inclusive Education8 Facts About Sanitation in Denmark - The Borgen Project

کشور بلژیک

بلژیک از اواخر سده‌های میانه تا سدهٔ هفدهم، کانون بازرگانی و فرهنگی پر رونقی به‌شمار می‌رفته‌است. از سدهٔ شانزدهم تا انقلاب بلژیک در سال ۱۸۳۰ و جدایی این کشور از هلند، بلژیک محل جنگ‌های بسیاری بین قدرت‌های اروپایی بود و به همین دلیل با عنوان «میدان جنگ اروپا» لقب گذاری شده بود. اخیراً بلژیک عضو برجسته‌ای از اتحادیه اروپا به‌شمار می‌رود و میزبان تعدادی از نهادهای اتحادیه اروپا و سازمان‌های بین‌المللی از جمله ناتو است. بلژیک در تاریخ ۲۸ دسامبر ۱۹۴۵ به سازمان ملل متحد پیوست

بلژیک دارای اقلیم اقیانوسی، همراه با میزان بارندگی زیاد در تمام فصول است (سامانه طبقه‌بندی اقلیمی کوپن). میانگین دمای هوا برابر با ۳ درجه سلسیوس در ژانویه، و ۱۸ درجه سلسیوس در ژوئیه[۱۹] و میانگین میزان بارندگی از ۵۴ میلی‌متر در فوریه و آوریل تا ۷۸ میلی‌متر در ژوئیه، متغیر است.[۲۰][۲۱] بلژیک بر پایهٔ اطلاعات صندوق جهانی طبیعت، در ناحیه بوم‌شناختی جنگل‌های مخلوط اقیانوس اطلس و جنگل‌های پربرگ اروپای غربی قرار دارد

در حدود ۸۶٪ از جمعیت بلژیکی دارای ملیت بلژیکی هستند. ۹٪ (بر اساس تعداد) ایتالیایی، مراکشی، فرانسوی، ترکی یا هلندی هستند و ۵٪ یکی از ملیت‌های دیگر را دارا می‌باشند.

قانون اساسی بلژیک معتقد به آزادی مذهب است و دولت به‌طور کلی عملاً به این حق احترام می‌گذارد.
طبق تحقیق و مطالعات مذهب در سال ۲۰۰۱[۲۶] در حدود ۴۷٪ از جمعیت خود را متعلق به کلیسای کاتولیک می‌دانند در حالی که دین اسلام با ۱۰ ٪ دومین دین بزرگ به‌شمار می‌رود. بررسی‌ای که در سال ۲۰۰۶ در فلاندرز انجام شد نشان می‌دهد که ۵۵٪ از مردم خود را مذهبی می‌دانند و ۳۶٪ اعتقاد دارند که خداوند جهان را خلق کرده‌است.[۲۷]
۹۸٪ از جمعیت بزرگسال شمارش شده باسواد هستند[۲۵] تحصیلات از سنین ۶ تا ۱۸ سال اجباری است اما بسیاری از بلژیکی‌ها تا سن حدوداً ۲۳ سالگی به تحصیل ادامه می‌دهند. در بین کشورهایOECD در سال ۱۹۹۹ بلژیک سومین مقام تحصیل را در بین جوانان ۱۸ تا ۲۱ ساله که ۴۲٪ از جمعیتش را تشکیل می‌دادند، کسب نمود.[۲۸] با وجود این در سال‌های اخیر توجه مردم به سواد حرفه‌ای رو به افزایش است. در دوره ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸، ۱۸٫۴ ٪ از جمعیت دچار کمبود مهارت‌های سواد حرفه‌ای بودند
در دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ توسعه مرکز اقتصادی کشور به سمت شمال فلاندرز ادامه یافت. امروزه، صنعت در مناطق پرجمعیت فلاندری در شمال متمرکز شده‌است. در پایان دهه ۱۹۸۰، سیاست‌های اقتصاد کلان بلژیک به بدهی انباشته دولت در حدود ۱۲۰ درصد از تولید ناخالص داخلی منجر شد. به‌طور جاری، بودجه در تعادل است و بدهی عمومی با ۹۴٫۳ درصد از تولید ناخالص داخلی (تا پایان سال ۲۰۰۵) هم تراز می‌باشد
در سال۲۰۰۴ نرخ حقیقی رشد تولید ناخالص داخلی در حدود ۲٫۷ درصد محاسبه شد.[۳۱] اما انتظار می‌رود در سال ۲۰۰۵ این مقدار به ۱٫۳ درصد تنزل کرده باشد.[۳۲] بلژیک به‌طور خاص دارای اقتصاد باز است. از دیدگاه ترابری بلژیک، دارای زیربنای محکم بنادر، کانال‌ها و راه‌آهن و بزرگ راه است که امکان یکپارچه شدن صنعتش با صنایع همسایگانش را به آن می‌دهد. بندر آنتورپ دومین بندر بزرگ اروپاست. بلژیک، به عنوان یکی از اعضای پایه‌گذار اتحادیه اروپا، از توسعه قدرت سازمان‌های این اتحادیه برای یکپارچه سازی اقتصاد کشورهای عضو شدیداً حمایت می‌نماید. در سال ۱۹۹۹، بلژیک، یورو، تنها واحد پول اروپایی، را به عنوان واحد پول پذیرفت و در سال ۲۰۰۲، آن را جایگزین فرانک بلژیک کرد. اقتصاد بلژیک، قویا به بازرگانی خارجی به ویژه کالاهای ارزش افزوده وابسته‌است. واردات عمده آن عبارتند از تولیدات غذایی، ماشین آلات، الماس خام، نفت خام و تولیدات نفتی، مواد شیمیایی، لباس و لوازم و بافتنی‌ها. صادرات عمده آن عبارتند از اتومبیل، غذا و تولیدات غذایی، آهن و فولاد، الماس پرداخته، منسوجات، پلاستیک، تولیدات نفتی و فلزات غیر آهنی. از سال ۱۹۲۲، بلژیک و لوکزامبورگ دارای یک بازار تجاری مشترک با گمرک و واحد پول یکسان بوده‌اند که تحت عنوان اتحادیه اقتصادی بلژیک لوکزامبورگ فعالیت می‌نماید.

An introduction to Belgium: a guide to the country | Expatica11 Best Cities to Visit in Belgium | PlanetWareMust see places in Belgium | Things in Belgium you should not miss | Rough  GuidesBelgium Travel Guide

کشور هلند

تولید ناخالص داخلی هلند (نه تولید ملی) در سال ۲۰۰۶ بیش از ۵۰۰ میلیارد یورو بوده‌است و نرخ رشد اقتصادی در همین سال نزدیک به ۳ درصد بوده‌است. رشد تورم در هلند از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ به‌طور میانگین حدود دو درصد گزارش شده‌است. نرخ بیکاری در دورهٔ مشابه حدود دو درصد بوده‌است (۴۰۰ هزار نفر و کمتر).

تولید ناخالص داخلی هلند (نه تولید ملی) در سال ۲۰۰۶ بیش از ۵۰۰ میلیارد یورو بوده‌است و نرخ رشد اقتصادی در همین سال نزدیک به ۳ درصد بوده‌است. رشد تورم در هلند از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ به‌طور میانگین حدود دو درصد گزارش شده‌است. نرخ بیکاری در دورهٔ مشابه حدود دو درصد بوده‌است (۴۰۰ هزار نفر و کمتر).

هلند در پرورش و تجارت گل مقام اول را در جهان داراست. دامداری و کشاورزی نیز از پایه‌های اقتصاد هلند محسوب می‌شود. هلندی‌ها علی‌رغم کوچکی کشورشان سهم بزرگی در تجارت و بانکداری جهانی دارند. ایالات متحدهٔ آمریکا یکی از بازارهای اصلی هلند است و کشورهای اتحادیه اروپا مهم‌ترین شرکای تجاری آن هستند. بیش از نیمی از سهام شرکت نفتی - گازی شل را هلند در اختیار دارد

مهار آب دریا و رودخانه‌ها همواره یکی از چالش‌های هلند بوده‌است (به دلیل کم ارتفاع بودن هلند)، آن‌ها در این کار و نیز در ایجاد خشکی در دریا بسیار پرتجربه هستند و توانسته‌اند سیلاب را به خوبی کنترل کنند.

پیشروی دریا در ساحل و زیر آب رفتن زمین‌ها در پی آب شدن مناطق قطبی زمین از چالش‌های آینده هلند است.

شهرهای جدیدی چون آلمیره و لیلی‌استاد که در جنوب دریاچهٔ ایسل‌میر واقع اند، در چنین زمین‌هایی بنا شده‌اند.

کشور گل لاله و سرزمین آسیاب بادی از معروف‌ترین لقب‌های هلند است.

دین غالب هلندی مسیحیت (هم کاتولیک و هم پروتستان) است. درصد قابل توجهی از هلندی پیروان اومانیسم، الحاد یا معنویت فردی هستند.
20090330 Veenhuizen NL - begraafplaats.jpgDrents Museum in AssenStadhuisdenboschnl.jpgFormer weigh house in LeeuwardenZwolle city centreZwolle, Thorbeckegracht.jpgMiddelburg, molen de Hoop RM29653 foto7 2014-02-23 15.21.jpgNetherlands - United States Department of State

کشور فرانسه

 جمعیت فرانسه فراتر از ۶۷/۲ میلیون تَن است که با این شمار، فرانسه در رتبه دومین کشور پرجمعیت پس از آلمان در اتحادیه اروپا قرار می‌گیرد. پایتخت فرانسه، شهر پاریس است.

در زمینه‌هایی چون فرهنگ، علوم بنیادی، صنعت و فناوری، هنر، نظام، اقتصاد و سیاست، فرانسه یکی از کشورهای مهم و تأثیرگذار جهان است

در زمینهٔ استانداردهای بین‌المللی، فرانسه را می‌توان از کشورهای پیشرو دانست. استانداردهای بالای زندگی، تحصیلات، سلامت، امید به زندگی، آزادی و شاخص بالای توسعه انسانی فرانسه را از جمله کشورهای ایدئال برای زندگی معرفی می‌کند. فرانسه همچنین از کشورهای موسس سازمان ملل متحد بوده و یکی از پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد است. فرانسه همچنین در چندین گروه و نهاد بین‌المللی دیگر چون فرانسه‌زبانی، گروه هشت، گروه بیست، ناتو، سازمان همکاری اقتصادی و توسعه، سازمان تجارت جهانی و اتحادیهٔ لاتین عضویت دارد. این کشور همچنین از کشورهای پیشرو در تاسیس اتحادیه اروپا بوده‌است. فرانسه همچنین از تاریخ ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵ در سازمان ملل متحد نیز عضو است.

حدود ۶۴ درصد از مردم فرانسه کاتولیک، ۲۸ درصد بدون دین، و ۳ درصد پروتستان هستند. 

حاکمیت و اکثریت با مسیحیت کاتولیک است، ولی پروتستان‌ها، یهودی‌ها و مسلمانان نیز در این کشور زندگی می‌کنند.

Pont-Alexandre-III-et-Invalides.jpgSacre Coeur 2009-02-28.JPG

fanoos10-فانوس راهنما

بخششو بخشیدن کاریست که انسانهای بزرگ انجام میدهند.روح بزرگ یعنی روحی که گنجایش آن پر از خوبیست بزرگی در اینست که انسان خود را به ارزش والای انسانی که ذات اوست برساند.ذات انسانی که خسیس شد و کدورت گرفت از ذات الهی او دور میشود. ذات الهی چیست ذاتی هست عمل کننده در انسان شما به روشنایی اجازه ورود میدهید نه به تاریکی در خیریت خیر رسانی اولویت هست یک انسان خوب باید صفاتش الهی باشد بخشیدن همذات شدن  با اراده خداوند هست.خداوند بسیار بخششگر هست سخاوتمند هست بهترینها رو برای انسانها میخواهد هیچگاه بدی آدمها را به پای  خداوند نگذارید. پای خداوند چیست یعنی به خداوند حواله ندهید.خداوند بخشنده هست خداوند سخاوتمند هست خداوند مهربانترین دوست به شماست. تاریکی ضرر رسان هست ابلیس تاریکی شیطان هر اسمی که میگذارند شر شر رسانیدن تاریکی ابلیس  یا اهریمن یا در هر فکری عقیده ای اسمی هست که منتهای  آن همان ابلیس هست.شما در آزارید او شاد هست شما در دردو مریضی بدبختی تاریکی هستید او شاد هست شما در گناه میمیرید او شاد میشود. اما ذات خدا و ذات الهی برای شما خداوند خیریت میخواهد خوبی و آرامش میخواهد.برای شما بهترینها را میخواهد که به آن تمسک کنید و اتصال کنید به ذات آسمانیتان .در گفتن کلمات جملات به شما سختگیر نیست در ارتباط شما با خداوند به شما سختگیر نیست اینست خداوندی که اگر هزاران بدی کنید به او به شما مهربانست چگونه انسانی به خدایش بدی میکند و آزار  وقتی در خود اجازه ورود تاریکی بدهد .بدی بدهد . شر بدهد ضرر رساندن بدهد آزار به آدمها بدهد.ابلیس بیکار ننشسته مثال درنده ایست که میچرخد تا ببلعد .درنده ای که مثال آن درنده خویی هست .اگر آموزه ای خوب بیند او را با تاریک گشتن آن بد میخواهد نیرو دارد آنهایی که تاریکی او را در خود جای دادند. قساوت قلبی.خداوند دست شما را ول نمیکند والا سقوط میکنید آنهم در لحظه ای که میخواهید بیفتید مثال آن اینست که هر مثالی را عین آن مثالی بیان میکند صفات خدا مثالی هست صورت مثالی خداوند از تکلم اشفته ساختن در برابر تاریکی هاست خداوند با ابلیس و نیروهای تاریکی مثال بندگان ابلیس رفتار میکند زیرا آنها بندگان او شدند نه بندگان ذات الهی خود و خدای خود.یکجا یهوه گویند یکجا پدر گویند یکجا اهورا مزدا گویند یکجا الله گویند یکجا روح او را روح یهوه گویند یکجا روح القدس گویند یکجا اگر جا نیفتاده باشد روح اهورا مزدا  جایی جبرئیل که اصلان با روح القدس فرق دارد تشبیه کنند ولی در اصل آن نیرو میبخشد گویند.و باز نشده باشد زیرا در تعالیم آنها واحد کامل هست .ذاتی برای آن در نظر نمیگیرند . در یهودیت هم  همینگونه هست. اما اگر دقت کنیم روح یهوه روح القدس  یا در اسلام روح الله یا نیرو میبخشد هم نگاه کنید همان منظور میدهد.در مسیحیت پدر پسر روح القدس رکن 1-2-3  خب در عناوین برده شده ما با اسامی متفاوتی برای خداوند روبرو هستیم.طبق آموزه ها ادیان دیگر میگویند خدای اسرائیل یهوه خدای مسلمانان الله خدای مسیحیان پدر  و در مسیحیت  پدر پسر روح القدس در شاخه های آن شاخه های آن در تثلیث پدر پسر روح القدس را در یک عملکرد میدانند و هر کدام را خدا میخوانند.اما در جمع آن واحد میگویند و خدای پدر را خدای واحد میدانند که در عملکرد آن پسر را هم انسان هم خدا میدانند که جسم پوشیده و به زمین  و در جسم پوشیده کلمه در ازلو و کلمه جسم شدو به زمین آمد اینها آموزه های مسیحیت در تثلیث هست که روح القدس را  صاحب قدرت و پسر را صاحب قدرت و پدر را صاحب قدرت میدانند که در ذات پسر  روح القدس عمل میکند و در ذات روح القدس پسر عمل میکند.و در یک عمل برابر هستند آنهم در جلال پدر یعنی جلال پدر از طریق پسر جلال پسر از طریق روح القدس و جلال روح القدس از همین زنجیره.عمل میشود.یا به مسیح صورت نادیده خدا گویند که شکل انسانی آن را مسیح دانند.ولی برای خدا صورت در نظر پدر گرفته نمیشود. نقاشی هم میکنند روح القدس را بصورت انسان میکشند.که قابلیت پذیر هست و یا نمادی از یک پرنده که انسان به آن پرنده نمیگوید بلکه شباهت آن در نماد آن هست که نماد قابلیت تغییر و ماهیت به انسان شدن به همان شکل با تعریف دقیقش.که مصریان باستان خدا را شبیه یک شخصی که کله عقاب دارد.خب اونها اون زمان با روح القدس مثل الان آشنایی نداشتند مستقیم روح القدس را خدای واحد میپنداشتند. والا  تصویری که شکل میدهند عقاب کله عقاب هست. و در دیوار نگاره های باستانی ایرانیان هم هست.یعنی نزدیکترین چیزی که به آن از بعد مادی بتوانند تشابه کنند عقاب بوده.که وقتی در شخص عمل کند. یا در ذات او مثال شخصی که صورت انسانی گیرد و بال داشته باشد یا در آن شخص عمل کند.و وقتی در آن عمل زیاد بینند روح القدس را خدای واحد بدانند در حالی که پدر خدای واحد هست.یعنی در آموزه مسیحیت در عین حال در سه شخص تعریف میشود که به واسطه پدر قدرت زیاد میگیرند و خدا نامیده میشوند.مثال پری کامل روح در حد بسیار بالا در شخصیت عمل میکند و این روح که از خدا ی پدر سرچشمه میگیرد مثال دریا عمل میکند در یک ذات انسانی که شکل گرفته هست.وقتی میگوییم کلمه جسم شد یعنی جدا شد  و انسان شد پس در آفرینش هم روح القدس جدا شد و عمل کرد در آفرینش  که در هر چیزی شکل گرفت در زندگی زمینی تکمیل آفرینش طبیعتو . دمیدنو .و در آفرینش عمل کرد پس ذات خدا واحد بودنش را دارد اما پسر و روح القدس جدا شدند و پسر انسان شد و روح القدس هم با او قرار گرفت و در ذات یک شدند پدر خدا در این زنجیره عمل کرد و پدر پسر روح القدس در غالب پسر در زمین عمل کرد.حالا یکجا روح الله گویند چون در زبان عربی ابن الله یا روح الله الله برای کلمه خدا در زبان شناسی عربی باید تحقیق کنید که در آن زبان الله گویند.یا عبری یهوه گویند روح یهوه چون برای خدا ذات در نظر نمیگیرند و شکل نمیتوانند دهند طبق آموزه های تورات.همان روح القدس یا روح یهوه البته در مزامیر اینها باز شده.در تورات هیچ شکلی به خدا نمیتوان داد و شبیه خود خلق کرد را در کنار آن توضیح میدهند و پرانتز باز میکنند روحانی معنوی  و نحوه عملکرد را جور دیگر بیان کردند از لای بوته ای با موسی خداوند صحبت کرد .مثال شکلی آن را نوری  زیاد شعله ور از نور ترسیم میکنند چون  هیچ شکلی انسانی یا ذات پنداری نمیتوانند دهند معنوی روحانی آن را نور بدون شکل ترسیم میکنند.تو گفتمان ادیان چالش ایجاد میشود چون هر کدام طبق آموزه های کتب خود وارد بحث میشوند و خود را ملزم به شریعت خود میدانند اگر یک یهودی یا مسلمان یا زرتشتی یا مسیحی با هم گفتمان کنند آنها از کتب خود آیات میاورند آنها از کتب خود آنها از آموزه های خود.و هیچ کدام هم قانع نمیشوند زیرا طبق آموزه های خود وارد بحث میشوند .یکی انجیل میاورد آن یکی تورات آن یکی اوستا آن یکی قرآن.و میگویند خدا برای ما اینگونه  گفته شده و هر کدام هم رجوع میکنند به کتب .و برایشان هم منجی را تعریف کنند میگویند منجی ما مثال ماشیح هست آن یکی  سوشیانت آن یکی مسیح آن یکی مهدی .مثل اینکه به بودایی ها بگید منجی شما مسیح هست بگویند منجی ما بودای پنجم هست یا بگی سوشیانت بگویند بودای پنجم. هر کدام بگی بودای پنجم گویند مثال هست.و هر کدام هم گویند ما برایمان منجیمان اگر بیاید و شناخت منجیمان آن را  ارزش و جایگاه و ایمان قلبی و شناختی و برایمان جشن و ظهورو آماده سازیو انتظارو اینها در آنها بسیار کار میشود.مثال جشن ها. کتب. موعظه ها تفسیر ها شناخت. و... و هر کدام هم منتظر حقایق شنیدن از انها هستند.که بیایند و حقیقت ها را باز کنند نجات دهند یک امری که هر زمان سختی بیشتر میشود امید نجات را خواهانند.یا زمانه هایی که واقعن میبرند مناجات های سوزناک جشن های زیبا و شادی . و دعا و... چقدر زیبا هست اگر طبق آموزه های همان تعریف شده را دریافت و به هم احترام گذاشت و جای جدل هر کسی دین عقیده خود را تعریف کند و تمیز دادن آن را به مخاطب با تفکر خود قرار دهد نه جنگ میکنند کلامی نه برنده شدنی بلکه آن حرف خود آن یکی حرف خود نتیجه با تفکر مخاطب.البته چالش ممکنست ایجاد شود و بحث گیرد اما جای آن میشود گفت جای جدل به مخاطب واگذار کرد تفکر را.و خب چرا دیگر گفتمان شود اصلان لازمه هست. شاید محبت دوستی یا حتمان اگر نشود گفت قلب ها اشنایی ها و شناخت ها.در کاستن از  دشمنی  به قلب اتصالی قرار گیرد حداقلش.اگرم لازمه نبود همان موعظه شخصی هر کسی در جمع یا غیر آن.